حاجی اختلاف فرهنگی ما با این آمریکایی ها خیلی بالاتر از این حرفاست!

اینا کجا بودن وقتی ما تو کار بودیم؟

به رفیق آمریکاییم سر کار می گم: «دستشویی دارم!!»

می گه: «خب برو!»

می گم: «نمی تونم!!»

می گه: «می دونم حساسی ولی دستشویی تمیزه»

می گم: «نه! کار از اون حرفا گذشته! لیوان ندارم!!»

می گه: «لیوان؟! وات ده فاک!! تو لیوان می خوای ب…نی؟»

می گم: «نه … فورگت ایت! سه ساعت دیگه می رم خونه»

این جور جاهاست که می خوای سفره دلت رو بازی کنی بگی «مرتیکه! جانکی! فانکی! یانکی! مانکی! یک زمون بر تخت پادشاهی سوار بودیم! دممون رو با آب گرم می شستیم! شیر آب داشتیم! آب رو به در و دیوار فواره می گرفتیم! تو چاه دستشویی هم دوش می گرفتیم! نگاه نکن که حالا کارمون به اونجا رسیده که با لیوان مک دونالد می ریم دستشویی! با یک لیوان آب!»

تازه اینم یادم رفت! «اون زمان که شما گوگول فندوقی ها داشتیم کله سرخ پوستا رو می بریدین ما آفتابه هم داشتیم!!»

درد ما اختلاف است!aftabe!